سال جهش تولید
  • 1399-03-26 22:42
  • كد محتوا:12191
جویباره

محله جوباره در شمال منطقه سه با مساحتی حدود 364812 مترمربع و جمعیتی حدود 2476 نفر داراست . 

جوباره محلی قدیمی در اصفهان است که بناهای بسیاری در آن وجود ­داشت و امروزه در حوالی خیابان کمال کنونی است. این محله از دروازه­ طوقچی شروع می‌شد و قسمت شرقی شهر در آن واقع بود و محله­ ی دردشت، مشتمل بر بقیه­ ی شهر بود (هنرفر، 1350: 393).

محله­ ی جوباره، همواره محل سکونت یهودیان بوده و به احتمال قوی، همان یهودیه­ ی سابق است که یکی از دو محله­ ی بنیادین اصفهان بوده و به­ تدریج، وقتی اصفهان از صورت دو شهر (شهرستان و یهودیه) جدا و تبدیل به یک شهر شده است، بقایای آن به صورت این محلت درآمده و باز هم مسکن یهودیان بوده­ است. در سال 444 ه.ق که ناصرخسرو از اصفهان دیدار­می‌کند، دیگر اصفهان یک بارو داشته و یک شهر به­ حساب می‌آمده نه دو شهرِ شهرستان و یهودیه و از شهر جی نیز دیگر اثری باقی نبوده­ است. باروی بزرگی که اصفهان واحد را به ­وجود آورد، در زمان علاءالدین کاکویه برآورده شده­ است (مهریار، 1382: 304و303).

واژه­ ی جوباره از دیرباز مورد­توجه عموم بوده ­است و همه در ترکیب و معنای آن درمانده ­اند؛ ولی همواره تلفظ آن جوباره بوده­ است. در سال‌های اخیر، آن را جهان­باره، جوان­باره و جهودباره گفته­ اند که همگی ساختگی است. سیروس شفقی می ­نویسد: «وجه تسمیه­ ی آن را «جو+ باره» به معنی محل روان ­شدن جوی آب گفته ­اند که صحیح به ­نظر­می‌رسد» (شفقی، 1353: 404) اما محمد مهریار معتقد است «برخی تصور کرده­ اند جوباره، جوی­باره است به این معنا که جو به معنای نهر آب و کلمه­ ی باره به معنای برج و دروازه است و لذا گاهی به جای جوباره، جویباره می‌گویند و بی­شک همه­ ی این نامگذاری­ ها، بی ­مورد و ناپسند و نابجا است و کمال ­الدین­ اسماعیل (مقتول 635 هـ.ق)، این ناحیه را که در آن زمان هم محلتی مشهور بوده­ است، جوباره می‌خواند نه جوی­باره و جهان­باره. قدیمی ­ترین منبعی که از این کلمه نشانی می‌دهد، حافظ ابونعیم (متوفی 430 ه.ق)، در کتاب تاریخ اصفهان است. وی اطلاعات خود را به تاریخ اصفهان حمزه­ ی اصفهانی منسوب می­ دارد و بنابراین، تا آن روزگاران و وقتی که حمزه اصفهانی کتاب خود را می­ نوشته است، سابقه­ ی این کلمه بالا می ­رود. حافظ­ ابونعیم می‌گوید که مدینه­ ی جی که همان اصفهان است، به دست اسکندر رومی بنا­ شد به دست جی بن زراره (ما البته این نامگذاری را نه درست می­ شماریم و نه تصویب­ می­ کنیم)؛ ولی در دنبال این داستان می‌گوید که فیروز بن یزدجرد، آذرشاپور پسر آذرمانان از دیه هرستان از روستای مابرین [ماربین] را مأمور ساختن حصار اصفهان کرد و برای این حصار، چهار دروازه بنا کرد. نخستین را دروازه­ ی خور نامید که معنی آن شمس است و دومین را دروازه­ ی ماه­بر که آن را اسفیس نامند و دروازه­ ی سوم را تیربر به معنی باب عطارد می­ گوید که بعدها تیره نامیده ­شد و چهارمین را گوش­بَر نامید که به دروازه­ ی یهودیه نامبردار­ شد.

مفضل ­بن سعد مافروخی در کتاب محاسن اصفهان، این داستان را به تفصیل آورده ­است منتها چون که «گاف» فارسی، معمولاً در نقل به عربی تبدیل به «ج» می‌شود، کلمۀ گوش بَر را دروازه­ ی جوش نامید که بعدها تخفیف یافت و جوش، جو شد و جوش باره، جوباره گردید.

واژه­ ی بر، همان باره است و بنابراین، نام این دروازه گوش­باره بوده ­است. این واژه با واژه­ ی گوش به معنای شنونده­ ی صدا ارتباطی ندارد و همان گِ اُش اوستایی است و ما با واژه­ ی گِ اُش اورون یعنی روان گاو، آشنا هستیم و می­ دانیم که زردشت، پیامبر ایرانی در پیشگاه اهورامزدا به شکایت می­ پردازد و آن را به زبان گاو به صورت ناله بیان می‌کند؛ در عین حال، گِ اُش نام یکی از فرشتگان مقدس است و روز چهاردهم ماه نیز گوش روز است و به قول ابوریحان بیرونی، در روز گوش در ماه دی، زردشتیان جشن می­ گرفتند و در آن روز سیر و شراب می­ خوردند. بیرونی نیز نام گوش را به عربی، جوش نقل می‌کند و مسعود­ سعد می‌گوید:

گوش ­روز ای نگار مشکین خال  

 

گوش بربط بگیر و نیک بمال  

 

که اشاره است به همان جشن و سوری که ایرانیان قدیم در گوش­ روز بر پای می­داشتند.

بدین ترتیب، طبیعی می ­نماید که سازنده و برآورنده­ ی حصار قدیمی اصفهان، دروازه­ ای را به نام خور و دروازه­ ی دیگری را به نام ماه و سومین را به نام تیر و چهارمین را به نام گوش که همه نام‌های مقدس و محبوب ایرانیان قدیم بوده است نامگذاری کند. بنابراین به طور خلاصه، جوباره معادل است با گوش­باره یعنی دروازه­ ی گوش که با تعریب، گوش، جوش شده و در تداول، تخفیف­ یافته و جو شده است» (مهریار، 1382: 306-304).

جویباره در قدیم از 9 محله تشکیل می‌شد: میدان میر، لتافریالتور، دار­البتیخ، سید احمدیان، درب دریچه، گود مقصود، سلطان سنجر، پاشاخ و یازده پیچ.

پاسکال کوست که کتابی به نام بناهای جدید ایران در سال 1867 یعنی 144 سال پیش منتشر کرده، تعداد خانوارهای یهودی این محله را 50 خانوار، یهودیان دردشت را 40 خانوار و حسین­ آباد را 30 خانوار دانسته ­است که در مجموع 120 خانوار شده و حدود 6 هزار نفر را شامل می‌شده ­است.

وجود کوچه­ های تنگ و قدیمی و بناهای کم ارتفاع در این محل را باید با محدودیت‌هایی که برای یهودیان اعمال می‌شد، مرتبط دانست زیرا مقررات 50 ماده­ای برای اهالی یهودی اصفهان تنظیم شده­ بود که باید به آن عمل می‌کردند و یکی از آنها این بود که خانه­ ی یهودی باید کوتاه‌تر از خانه­ ی مسلمان باشد (رک: شفقی، 1353: 415و404).

در قرون پیش از صفویه، مردم این محله که از محلات سنی ­نشین و در بخش نعمتی ­خانه بودند، مدام با مردم محله ­ی دردشت و حیدری­خانه که شیعه ­نشین بودند در ستیز و جنگ بوده­اند. کمال الدین عبدالرزاق اصفهانی که از این نزاع‌ها به تنگ آمده ­بود، چنین می‌سراید:

تا درِ دشت هست و جوباره ای خداوند هفت سیاره تا دَرِ دشت را چو دشت کند عدد هر دوشان بیفزاید  

 

نیست از کوشش و کشش چاره پادشاهی فرست خونخواره جوی خون آورد ز جوباره هر یکی را کند به صد پاره  

 

نفرین او نیز به دست چنگیزخان مغول مستجاب ‌شد و مغولان در رسیدند و خون از اصفهان و جوباره جاری کردند. قبر کمال­الدین عبدالرزاق هم در همین محله در مسجد امیر مالک است. حاج میرزا هاشم امام جمعه، این مسجد را به همراه چند مسجد دیگر، به یهودیان فروخت و یهودیان، این مسجد را به گرمابه و فاضلاب تبدیل­ کردند.

مناره­ های معروفی هم در محله­ ی جوباره وجود­ داشته ­است: دارالضیاء(دارالضیافه)، خواجه علم و مناره­ ی ته برنجی. نزدیک بازارچه­ ی اسماعیل کوسه، محلی معروف به منار کله است که می‌گویند در زمان حمله­ ی تیمور لنگ به اصفهان، از سر کشتگان که شمار آنها را هفتاد هزار نفر دانسته­ اند، این مناره را ساختند تا او بیاید و بنگرد (جابری انصاری، 1378: 416و6،20،53،124،128،213،146). منار ساربان، از همه­ ی این مناره­ ها بلندتر و خوش­نماتر و مستحکم‌تر ساخته ­شده و معتبرتر است (الإصفهانی، 1368: 32). این مناره که یکی از زیباترین مناره­ های عهد سلاجقه در اصفهان است، در انتهای شمالی محله ­ی جوباره نزدیک مناره­ ی چهل دختران در گوشه­ ی میدان کوچکی واقع­ شده و یقیناً در زمان ساخت آن، مسجد کوچکی در پای مناره وجود داشته­ است. ارتفاع این مناره در حدود 48 متر است و محیط قاعده­ ی آن، 14 متر است. ساخت این بنا را بین سال‌های 550 تا 688 هـ.ق تخمین زده ­اند.

 مناره­ ی چهل دختران در منتهی ­الیه شمالی محله­ ی جوباره واقع­ شده­ است و در حدود 21 متر ارتفاع دارد ولی به­ نظر­ می‌رسد که قسمتی از نوک مناره از بین رفته باشد. پنجره­ ی بزرگی در قسمت بالای منار و در ثلث دوم بدنه­ ی آن رو به سمت جنوب قرار­ دارد. ساکنان اطراف این مناره آن را به نام منار گارلنگ نیز می‌نامند. این مناره را ابی ­الفتح نهوجی در سال 501 به خرج خود ساخته ­است. در یکی از کوچه­ های جوباره نیز، سردر مجللی است که بر فراز آن، دو مناره­ ی دارالضیافه که مردم آن را دارالضیاء می‌خوانند قرار­دارد و گویا سردر یک مهمان‌سرای مجلل بوده ­است.

در این محل، مساجدی نظیر پیر پاره­دوز(پیر پینه­دوز یا مسجد جوباره)، چهل دختران، مسجد سلام و مسجد ساروتقی وجود­داشت. مسجد ساروتقی را ساروتقی وزیر شاه ­صفی و شاه­عباس دوم بنا کرد و مقبره­ ی خود وی نیز در همان محل بوده ­است. بنای مسجد جوباره هیچ­گونه اهمیت معماری ندارد ولی سردر آن، قدیمی و دارای تزیینات جالبی بوده­ است که به باغ چهلستون انتقال یافته و بر یکی از دیوارهای ضلع جنوبی باغ نصب­ شده ­است. از کتیبه­ ی سردر چنان استنباط می‌شود که در دوره­ ی شاه طهماسب اول، شخصی به نام مهتر محمدعلی که رکاب‌دار نواب بهرام­ میرزا برادر شاه طهماسب بوده، این مسجد را از مال خاص خود ساخته ­است.

محله­ ی دردشت 2 کنیسه، محله­ی گلبار یک کنیسه و محله­ ی جوباره یعنی قدیمی­ ترین ناحیه ­ی یهودی ­نشین اصفهان، 16 کنیسه دارد. کنیسه­ های یهودیان اصفهان به نام بانیان آنهاست و قدیمی ­ترین آن ها، کنیسه­ی عمو شعیا در جوباره است اما هیچ­یک از آنها از لحاظ ساختمان یا آثار هنری و تزیینات قابل ­توجه نیستند و بناهایی ساده و معمولی به­ شمار می‌روند. 

یکی از باباهای اصفهان به نام بابا توما که عوام او را بابا تونتاب می‌نامند، به این محله منتسب است (هنرفر، 1350: 386، 303، 289، 180، 178).

اقدامات شهرداری منطقه سه در این محله ؛ مرمت دومنار دارالضیافه و محوطه سازی اطراف آن ، احداث روزخانه مولاعلی علیه السلام ، سالن کشتی پهلوان نقرب در خیابان کمال ، احداث خیابان کمرزرین (آیت اله صافی) ، پارک کمال ، قسمتی از پروژه میدان امام علی علیه السلام در این منطقه وجود دارد که در دست اقدام می باشد.

مرحوم استاد اشتری و استاد جامی مدیحه سراهای اهل البیت سلام اله علیهما از اهالی این محله محسوب می شوند.

 

منبع: رصدخانه فرهنگي اجتماعي اصفهان. (1395). شناسنامه فرهنگي اجتماعي محلات شهر اصفهان، فاز اول. اصفهان: انتشارات سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري اصفهان.